<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کاش میشد</title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 03 Jul 2013 13:41:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>کاش می شد دلم یک باردیگر خر شود!</title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/55</link>
<description>می نویسم ازغمم شاید که چشمت ترشود نعره ام را بشنود شاید که عالم کر شود اخم وخشمِ چشم تواین خانه را ویرانه کرد شعله بی پروا زد و پروانه را دیوانه کرد گو به من آیا هنوزم درد سر رامی خری؟ گریه ی تلخ مرا ، لبخند زیبا می خری؟ کفتر بام توام ، باور بکن رام توام ... از برایم آسمان تا نا کجاها می خری؟ دست و دلبازی تو،شرمنده حاتم می کند بانو ازروی سخاوت شعرمارا می خری؟ حس بد می گفت آخر جوابم میکنی بانو با طعنه مرا، آقا خطابم می کنی ! چشم من بانو فقط رنجِ تماشا می</description>
<pubDate>Wed, 03 Jul 2013 13:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/55</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/43</link>
<description>کاش میشد..... 	 ای کاش میشد.......... زمان رابه دور کرد ای کاش میشد......... ثانیه هارانگه داشت ای کاش میشد........ درخت سبزدوستی رادوباره کاشت تاثمره عشق راچید ای کاش میشد........ دل آنهایی راکه شکسته است رابدست آورد ای کاش میشد....... محبت رابه هرقیمتی خرید ای کاش میشد....... هیچ غمی وجودنداشت تاشاد زیست ای کاش میشد....... هیچ جدایی از عشق نبودتاهمه به عشقشان میرسیدند ای کاش میشد...... هیچ ای کاشی وجودنداشت تاحسرت به دلها بنشیند ای کاش</description>
<pubDate>Wed, 19 Jun 2013 08:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/43</guid>
</item>
<item>
<title>کاش میشد تا خدا پرواز کرد</title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/44</link>
<description>کاش میشد تا خدا پرواز کرد پای دل از بند دنیا باز کرد کاش میشد از تعلق شد رها بال زد همچون کبوتر در هوا کاش میشد این دلم دریا شود باز عشقی اندر او پیدا شود کاش میشد عاشقی دیوانه شد گرد شمع یار چون پروانه شد کاش میشد جان ز تن بیرون شود چشم از هجران او پر خون شود کاش میشد از خدا غافل نبود کاش در افکار بی حاصل نبود کاش میشد بر شیاطین چیره شد تا رها از بند با این شیوه شد کاش دستم را بگیرد توی دست تا شوم از دست او من مست مست کاش میشد مست باشم تا ابد سر بر آرم</description>
<pubDate>Sun, 16 Jun 2013 08:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/44</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/54</link>
<description>برای کشتن یک پرنده ٬ یک قیچی کافی است لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را بشکافی،پر هایش را بزن.......... خاطره ی پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند. بی آن که نشانی از تو باقی گذارد!؟</description>
<pubDate>Tue, 11 Jun 2013 20:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title>عاشقانه مانده ام</title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/53</link>
<description></description>
<pubDate>Sun, 09 Jun 2013 10:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/46</link>
<description>کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ی ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می آموخت کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می کرد و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم و سکوت جای خود را به هم آوائی ما می بخشید و کمی مهربان تر بودیم کاش می شد دشنام، جای خود را به سلامی می داد گل لبخند به مهمانی لب می بردیم بذر امید به دشت دل هم کسی از</description>
<pubDate>Sun, 09 Jun 2013 08:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/50</link>
<description></description>
<pubDate>Fri, 31 May 2013 08:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title>کاش میشد سرزمین عشق را </title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/47</link>
<description>کاش میشد 	 کاش میشد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد کاش میشد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد کاش میشد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد کاش میشد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد کاش میشد با نسیم شامگاه برگ زرد یاس ها را رنگ کرد کاش میشد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد کاش میشد در سکوت دشت شب ناله ی غمگین باران را شنید بعد دست قطره هایش را گرفت تا بهار آرزوها پر کشید کاش میشد مثل یک حس لطیف لا به لای آسمان پرنور شد</description>
<pubDate>Mon, 27 May 2013 08:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/49</link>
<description></description>
<pubDate>Fri, 24 May 2013 08:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>کاش می شد که کسی دست به کاری بزند</title>
<link>https://nahidalinastaran.blogfa.com/post/45</link>
<description>آب سردی به تن بوته ی خاری بزند زرد رویی به ته کوچه ی بن بست رود دست عشقی به رخ سرخ نگاری بزند یک نفر نیست چو حلاج که برخیزد باز سر خود را به طناب سر داری بزند؟ کاش مشتاق وشی باز بیاید در شهر زخمه ای بر دل خونین سه تاری بزند سالها دور و بر ما و شما پاییز است یک نفر نیست که حرفی ز بهاری بزند؟ کاش در حنجره ام قدرت فریادی بود تا به فتوای جنون، داد و هواری بز ند باده ای در کف ما می زدگان نیست که نیست کاش می شد که کسی دست به کاری بزند</description>
<pubDate>Wed, 15 May 2013 20:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidalinastaran</dc:creator>
<guid>nahidalinastaran.blogfa.com/post/45</guid>
</item>
</channel>
</rss>
